تبليغاتX
بامرام دانلود ، از همه چی از همه رنگ - حسابداری Acconting

کامپیوتر ، موبایل ، اینترنت ، دانلود ، مطالب به روز و مفید ، اخبار و . . .







خوش آمدید

به وب سایت بامرام خوش آمدید   Welcome to bamaram website

 

هم اکنون با دستان گرمتان و قلبهای پر مهرتان طراوت را با دیگران قسمت کنید 

 


| بامرام | تـبـلیــغـات |

حسابداری Acconting

 

 

اطلاعاتی در مورد Life cycle costing یا همان هزینه یابی چرخه عمر کالا:

این مطالب فقط و فقط در وبلاگ بامرام هست و هیچ مطلبی در این زمینه به فارسی در هیچ وبلاگ یا سایتی پیدا نمیشود Life cycle costing از نظریه های جدید فن حسابداری است که فعلا در آمریکا و کشور های اروپایی مطرح است و این مطالب فقط برای شما که به وبلاگ بامرام سر زدید گذاشته شده است.

 

مقدمه

بررسی هزینه یابی چرخه عمر(Life cycle costing) نشان می دهد هزینه های کلی سیستم شامل تمامی هزینه هایی بود که در تمام طول عمر این سیستم متحمل می شود. دو دلیل باعث شد که هزینه یابی عمر کالا را مورد بررسی قرار دهیم:

1-                شیوه های مهم و  موثر را با هم مقایسه کنیم.

2-                طرح های سیستمی با صرفه (اقتصادی) را تولید کنیم.

در بسیاری از کاربرد ها شیوه ای برای سیستم های کوچک وجود نداشت تا این که با دیگر منابعی نیرومندی که فرض می شوند مقایسه کرد. در این کاربرد ها هزینه اصلی سیستم نیاز به توجه اصلی داشته است. به هر حال اگر چه نیرو تنها یک شیوه و روش می باشد بررسی چرخه زندگی میتواند برای هزینه های مقایسه ای طرح  های مختلف مفید و موثر باشد و یا این که تعیین کند که آیا یک سیستم دوتایی پیوندی می تواند یک شیوه با صرفه باشد یا نه؟

یک بررسی در مورد هزینه چرخه زندگی به طراح نشان داد تا اثر استفاده از ترکیبات مختلف را با قابلیت های مختلف و دوره های عمر را مورد تحقیق قرار دهد. برای مثال یک باطری ارزان تر ممکن است حداقل 4 سال عمر داشته باشد در صورتی که یک باطری گران تر ممکن است حداقل 7 سال طول عمر داشته باشد کدام باطری برای خرید مناسب تر خواهد بود؟جواب این نوع سوال را میتوان با بررسی هزینه چرخه زندگی کالا (LCC) جواب داد.

بسیاری افراد ممکن است تمایل داشته باشند تا هزینه ی  شیوه های مختلف ذخیره ی نیرو را مقایسه کنند. مانند فتوولتاژها  و ژنراتورهای سوخت اتمی یا گسترش استفاده از خطوط نیرو هزینه های اصلی این شیوه ها مانند هزینه های عملکرد و اجرا و تعمیر یا جایگزینی متفاوت خواهد بود.تحلیل و بررسی هزینه چرخه زندگی می تواند به مقایسه شیوه های ذخیره نیرو کمک کرده تا مقایسه این شیوه ها و در نتیجه تصمیم گیری راحت تر شود.

چیست؟؟ Life cycle costing

بررسی چرخه عمر کالا شامل تشخیص ارزش امروزی هر هزینه بوده که پیش بینی می شود در فعالیت قابل توجه این سیستم اتفاق بیافتد.هزینه یابی عمر کالا شامل هر بخشی می باشد که باید هزینه ای به آن اختصاص داده شود و حتی هزینه هایی که در آن ارزش پول به آسانی در آن پیوست نشده است.

هنگامی که ارزیابی می کنیم گزینه های سرمایه گذاری ثابت را استفاده از چرخه زندگی داریی ها می تواند کمک کند ما را در تصمیم گیری این که کدام گزینه اثر بخشی بیشتری دارد. اگر چه ارزیابی پروژه ها هزینه ی (بهای) اولیه را ماخذ قرار می دهد. LCC مورد توجه قرار میدهد بیشتر هزینه های کل  داری ها و نگهداری و عملیات یک پروژه در طول عمر مفید.(که شامل:سوخت و انرژی و کار و اجزای نگهداری است).

چرخه عمر کالا (LCC) محاسبه می کند بهای عملیات و نگهداری متحمل شده در دوره عمر پروژه بعلاوه ی هزینه های اولیه هنگفت.

چرخه عمر دارایی اغلب نشان می دهد آن پروژه ای که هزینه اولیه بیشتری دارد ممکن است از نظر مالی سودمند تر باشد در دراز مدت. استفاده مخصوص آن برای ارزیابی کارایی پروژه  زمانی است که آنها اغلب نیاز دارند به سرمایه گذاری اولیه بیشتر هنگامی که چرخه عملیاتی پایین و هزینه های نگهداری بالایی دارند در طول عمر پروژه.

برای مثال هزینه یک گالون سخت گازوئیل ممکن است مشخص باشد و هزینه ذخیره این سوخت در محل ممکن است با اطمینان لازم ارزیابی شود اما هزینه آلودگی ایجاد شده توسط ژنراتور ممکن است یک حدس قریب به یقین را نیاز داشته باشد. همچنین سیستم های نیروی متضاد در اجرای فعالیت ها و قابلیت اطمینان متفاوت هستند. برای این که یک مقایسه خوبی انجام گیرد باید قابلیت اطمینان و اجرای فعالیت ها شبیه به یکدیگر باشند. برای انجام این کار باید حداقل سیستمی که نیروی موجود و قابل دسترسی را به بهترین شکل انجام می دهد مجهز کرد در بسیاری مواقع شما ممکن است با هزینه ترکیبات زائد  و بی فایده نیز روبه رو شده که باعث مطمئن بودن دو سیستم بطور یکسان می شود. برای مثال اگر یک ماه طول بکشد تا یک ژنراتور دیزلی را تعمیر کامل کنیمشما باید هزینه یک واحد تعویض را در محاسبه خود قرار دهید. تها یک شباهت مهمی در چرخه عمر کالا(هزینه یابی عمر کالا) می تواند ایجاد شوداگر هر سیستم بتواند همان کار را با همان قابلیت اطمینان انجام دهد.

 

چرخه عمر کالا و صنعت و دولت

 

 

بنا بر نظریه «چرخه عمر کالا»، کالاها و صنایع دارای طول عمر محدودی می باشند و در چرخه عمر خود سه مرحله نوپایی، میانسالی و پیری را طی میکنند. چنانچه ساختار و عملکرد بازار به گونه ای باشد که حرکت کالا از یک مرحله به مرحله دیگر را با مشکل مواجه سازد، در آنصورت سیر تحولات ساختاری و فنآوری با مشکل مواجه شده، آهسته خواهد گشت. در چنین شرایطی دولت میتواند با اتخاذ سیاست های مناسب و رفع نارسایی های بازار روند تحولات ساختاری را تسهیل نماید. به عبارت دیگر، سیاست دولت در خصوص هر صنعت می بایست با توجه به مراحل چرخه عمر صنعت و کالای مربوطه تدوین شود تا سیر تحولات لازم را هموار سازد.                                                            
  در مرحله نوپایی، تکنولوژی ومدیریت تولید هنوز تثبیت نشده و صنعت مورد نظر بیش از هر چیز نیازمند محیطی امن و با ثبات است تا بتواند شیوه های متفاوت را تجربه کند.   در این مرحله سیاست دولت میبایست به گونه ای باشد که با ایجاد محیط مناسب به توسعه و تثبیت فنآوری جدید کمک کند. صاحبان صنایع هنگامی به تجربه و نوآوری اقدام خواهند نمود و هزینه های آنرا تامین خواهند کرد که بتوانند با اعمال مالکیت بر دست آوردهای خود از منافع مالی آن بهره مند شوند. لذا دولت میتواند با ایجاد نهادهای مناسب و تثبیت حق مالکیت فکری، شرایط مناسب را برای توسعه فنآوری در صنعت مربوطه فراهم آورد.  
  بعلاوه، تجربه با تکنولوژی و شیوه های جدید تولید، در صورت موفقیت، غالبا دارای منافع جانبی قابل توجهی برای کل جامعه خواهد بود و منافع آن به صنعت مربوطه محدود نخواهد شد. از سوی دیگر، انجام این تجربه ها میتواند برای صاحب صنعت مربوطه بسیار پرهزینه باشد. این امر که کل هزینه برعهده صاحب صنعت باشد، اما منافع آن بین کل جامعه تقسیم گردد، میتواند مانع از پیشرفت فنآوری شود. در چنین شرایطی دولت میتواند با اجتماعی کردن ریسک و انتقال بخشی از هزینه های مربوطه به کل جامعه روند توسعه فنآوری را تسهیل کند. اعمال تعرفه های گمرکی، ایجاد سدهای حمایتی و ارائه یارانه، به ویژه به فعالیت های تحقیقاتی از جمله ابزارهایی می
باشند که دولت میتواند در این راستا بکار گیرد. در این مرحله نقش دولت در هماهنگ سازی تحولات نیز از اهمیت قابل توجهی بر خوردار است. زیرا همانطور که در بالا گفته شد، در شرایطی که بخشهای اقتصادی شدیدا به هم وابسته اند، نوسازی یک بخش بدون تغییر کم و بیش همزمان سایر بخش ها بسیار دشوار خواهد بود                                                                                       .
  در مرحله میانسالی، ما با یک صنعت جا افتاده و نیرومند روبرو هستیم. در این مرحله، تکنولوژی و شیوه تولید تثبیت شده، بازار کاملا سازمان یافته و کالای مورد نظر توسط تولید
کنندگان متعدد، بصورتی استاندارد تولید میشود. لذا، به مرور که صنعت وارد مرحله بلوغ و میانسالی میشود، دولت میبایست سدهای حمایتی را که در مرحله نوپایی بوحود آورده است حذف کند. در غیر اینصورت، ادامه آنها موجب افت کارآیی، اتلاف منابع و ناهنجاری ساختار اقتصاد خواهد شد. به این ترتیب، در این مرحله سیاست دولت حول ارتقا رقابت و هماهنگ سازی متمرکز است تا از پیدایش موانع در برابر تحولات ساختاری جلوگیری نماید                                                                                 .
  در مرحله پیری، سطح مصرف کالای مربوطه و به تبع آن سطح تولید آن شدیدا تنزل میکند، تکنولوژی و سرمایه فیزیکی فرسوده می
شوند، سرمایه انسانی کارآیی خود را از دست میدهد و واحدها شروع به زیان دهی میکنند. این امر، در بلند مدت، نهایتا به بسته شدن واحدهای مربوطه و انتقال سرمایه فیزیکی و انسانی به سایر بخش ها می انجامد. اما، وقتیکه سرمایه انعطاف ناپذیر است، یعنی بخش عمده آن در سایر صنایع قابل استفاده نیست، شرکتها ترجیح خواهند داد تا بجای خروج از بازار و از دست دادن 70% کل سرمایه خود، قیمت تولید را کاهش دهند و با ضرر به فعالیت خود ادامه دهند. این امر موجب اتلاف منابع و کند شدن آهنگ تحولات ساختاری خواهد شد. لذا، در این مرحله، دولت میتواند به واحدهای فعال در بخش مورد نظر کمک کند تا ظرفیت تولید خود را به نحوی منظم کاهش دهند و از بخش مورد نظر خارج شوند. همانطور که در فصل قبل گفته شد، این امر، بسته به شرایط اقتصادی و خصوصیات بخش مورد نظر میتواند به طرق متعددی انجام پذیرد، مانند ارائه کمکهای نقدی و غیرنقدی به شرکت هایی که حاضر به ترک به هنگام بازار میباشند، بازآموزی نیروی انسانی، سازماندهی ادغام شرکت ها و تسهیل حرکت سرمایه مالی و انسانی به سایر بخش های اقتصاد. بسته به شدت نارسایی های بازار، کوتاهی دولت در تدوین و اجرای این سیاست ها میتواند موجب کند شدن آهنگ تحولات ساختاری گردد. همچنین، در این مرحله سیاست دولت در زمینه مدیریت تنشهای ناشی از تحولات ساختاری دارای اهمیت کلیدی برای پیشرفت تحولات فنآوری و توسعه اقتصادی است.

 

ادامه دارد....

 

ادامه مطالب به زودی(در صورت نیاز شما که با نظراتتون اعلام می کنین) در وبلاگ بامرام و در همین بخش.

 

www.bamaram999.blogfa.com وبلاگ بامرام وبلاگی برای همه

نوشته شده توسط علیرضا کریمی | لینک ثابت | موضوع: حـســـابـداری |









www.bamaram.ir وب سایت بامرام